حالا چه کسب و کاری؟

حالا چه کسب و کاری؟

حالا چه کسب و کاری؟ 1428 840 sinaghodsiadmin

خلاصه قسمت قبل

در قسمت قبل آقای الف که درگیر یه زندگی بود که خودش با اون خیلی کنار نمیومد تصمیم گرفت زندگیشو تغییر بده و در این مسیر کسب و کار خودشو راه بندازه!
اولین سوالی که باهاش روبرو شد اینه که خب!
حالا کسب و کاری که می خواد راه بندازه چیه؟ و ازونجایی که در مورد 3 مدل کارآفرین یه کتاب خونده بود که می گفت دسته اول کارآفرینا تخصص خودشون رو ادامه میدن اما درگیر مشکلات یادی در مورد بقای کسب و کارشون میشن، تصمیم گرفت کاملا در مورد موضوع کسب و کارش آزادانه فکر کنه و از طرفی به مدل رشد در مورد کارآفرینا علاقه مند شده و می خواد از اون مدل کارآفرینا بشه که لازمه اش یادگیری مداومه!

 

حالا کدوم ایده؟

حالا وقتشه که بتونه راجع به موضوع کسب و کارش تصمیم بگیره! یه تعداد استارت آپ میشناسه که سر و صدای زیادی کردن و موضوعاتی که اون استارت آپ ها کار می کنن اولین موضوعاتی هستن که به ذهنش میرسه اما با فکر و تحقیق بیشتر راجع به توانایی های زیرساختی و قدرت مالی کنونیشون فکر می کنه که شاید احتمال پیروزیشو کمتر کنه!
توی وبسایت kikstarter که میگرده ایده های خیلی خلاقانه ای رو می بینه که حس می کنه خب شاید بشه ایده های خیلی مختلفی رو شروع کنه و دستش برای انتخاب ایده های مختلف بازتره! در این وضعیت برای تصمیم گیری راحت تر سعی می کنه منابع(توانایی) هایی که در حال حاضر در دسترسش هستن رو در نظر بکیره و در این حالت می تونه ایده هایی محدودتری برای انتخاب داشته باشه !
پس سعی می کنه با محدود کردن انتخاب هاش ایده مناسب خودشو پیدا کنه!

 

بین این مجموعه ایده های ممکن کدوم؟

حالا آقای الف با این چالش روبرو میشه که بین چندتا ایده مختلفی که اونها رو مناسب میدونه کدوم رو انتخاب کنه و براساسش کسب و کار خودشو راه اندازی کنه! در همین حین یاد اون دوستش میوفته که توی کافه دیده بود، بهش زنگ میزنه و میپرسه که حالا بین این ایده ها کدوم رو انتخاب کنم؟؟ و بعد از چند ثانیه سکوت میشنوه که گوگلش کن!!
و بعد از این حرف می زنه که توانایی جستجو و پیدا کردن مطالبی که بهشون نیاز داره ابزار مهمیه که توی راهی که داری شروعش می کنی خیلی به دردت می خوره! آره! آقای الف باید از همون اول گوگلش میکرد!

در این مرحله چندین روش رو پیدا می کنه که با استفاده از اونا می تونه با جزییات بیشتری تناسب ایده هایی که پیدا کرده رو بسنجه! مدل کسب و کار، آنالیز swot و بوم ناب 3 ابزاریه که بیشترین تکرار رو در جستجوش دارن! تصمیم می گیره که این سه تا رو بررسی کنه و به اهمیت وجودیشون پی ببره. به هیچ ردی نخوره احتمالا می تونه باهاشون ایده هاشو بیشتر بررسی کنه!

بوم ناب

Lean Canvas یک الگوی برنامه کسب و کار یک صفحه ایه که توسط Ash Maurya ساخته شده و به آقای الف کمک می کند تا ایده های خودشو به پیش فرض های کلیدی اون تجزیه کنه. بوم ناب از مدل بوم مدل Alex Osterwalder اقتباس شده و برای راه اندازی های ناب (کسب و کار ناب ) بهینه شده. این الگو برنامه های کسب و کار پیچیده را با یک مدل کسب و کار یک صفحه ای جایگزین می کنه.

این الگو 9 قسمت داره که تحقیق و تکمیلش باعث ایجاد یک برنامه کوتاه مدت برای یک کسب و کار میشه! این قسمت هارو باید به ترتیب تکمیل کرد و بهتره بر اساس اطلاعات واقعی قابل اتکا تکمیل بشه! این ابزار به آقای الف این امکان رو میده که این برنامه های یک صفحه ای بوم ناب که توی 20 دقیقه میشه تکمیلشون کرد رو با توانایی ها و امکانات در دسترسش مقایسه کنه!

در ادامه فایل های تمپلتی که با اون آقای الف بوم های ناب ایده های کسب و کاریشو می کشه که بتونه جزییات برنامه اجرایی برای هر ایده رو بررسی کنه قابل دانلوده که شما هم میتونید ازش استفاده کنید!

می تونید اطلاعات بیشتری در مورد نحوه ساخت و تکمیل این الگو در وبسایت دکتر استارت‌آپ بخونید! یکی از چندین منبعی که آقای الف زمان مطالعه این ابزار ها ازش استفاده کرد!

تحلیل SWOT

حالا وقت ابزار دومیه که آقای الف میشناسه! تحلیل SWOT ابزاری فوق العاده ساده اما در عین حال قدرتمنده که به آقای الف کمک می کنه استراتژی کسب و کار خودشو توسعه بده. SWOT مخفف نقاط قوت ، ضعف ، فرصت ها  و تهدیدهاس. نقاط قوت و ضعف برای شرکت آقای الف مواردی داخلی است. مواردی که اون کنترل خاصی برش داره و می تونه تغییر بده. مثال این موارد شامل کسانی است که در تیم آقای الف هستن ، حق ثبت اختراعات و مالکیت معنوی و موقعیت مکانی هم می تونه در این دسته قرار بگیره.

فرصت ها و تهدیدات اما خارجی هستند زیرا که در خارج از شرکت آقای الف در بازار بزرگتر اتفاق می افته. آقای الف باید از فرصت ها استفاده کنه و در برابر تهدیدات از شرکتش محافظت کنه ، اما نمی تونه آنها را تغییر بده. مثال این موارد شامل رقبا ، قیمت مواد اولیه و روند خرید مشتریه.

وقتی آقای الف وقت خودشو برای انجام یک تحلیل SWOT صرف می کنه ،به یک استراتژی محکم برای اولویت بندی کارهایی که باید برای رشد کسب و کارش انجام بده ، مسلح میشه. گاهی اوقات فکر می کنه که از قبل همه چیزهایی را که برای موفقیت باید انجام بده می دونه ، اما تحلیل SWOT آقای الف رو وادار می کند به شیوه های جدید و از جهات جدید به کسب و کارش نگاه کنه. اون نقاط قوت و ضعف خود نگاه می کنه  و اینکه چجوری می توهه با استفاده از اونا از فرصت ها و تهدیداتی که در بازارش وجود دارد استفاده کنه.

برای انجام این کار نیازی به گذاشتن تمام وقت یک روز خودش نداره. یک یا دو ساعت باید کافی باشه. اون افراد مختلفی را در بخش های مختلف تیمش جمع می کنه و از بودن نماینده از همه قسمت ها اطمینان حاصل می کنه. اون در حین انجام این تحلیل با این قضیه روبرو می شه که چقدر دیدگاه افراد بر سر مسایل مشخص می تونه متفاوت باشه و همین تفاوت می تونه به تشخیص اولویت های کسب و کارش کمک کنه. انجام تحلیل SWOT شبیه جلسات طوفان مغزیه و راه های درست و نادرست برای اجرای اون وجود دارد. آقای الف به این نتیجه می رسه که بهتره به همه ی یادداشت های چسبنده هدیه بده تا هرکسی بی سر و صدا ایده های خودشو برای شروع کار ایجاد کنه. این مانع از تفکر گروهی می شه و اطمینان می ده که همه صداها شنیده می شوند.

پس از سازماندهی همه ایده ها ، زمان اون رسیده که آقای الف ایده ها را رتبه بندی کنه. اون دوست داره از یک سیستم رأی دهی استفاده کنه که هرکس پنج یا ده “رأی” کسب کنه و بتونه به هر شکلی که دوست دارند اونهارو توزیع کنه. نقاط چسبنده در رنگهای مختلف برای این انجام بخش خیلی مفیده. بر اساس رای گیری ، اون باید اولویت بندی ایده ها رو پیدا کنه. البته وقتی این لیست تکمیل شه معمولاً در اکثر تیم ها این مدیرعامله که تصمیم نهایی در مورد اولویت ها رو می گیره، اما می تونه به شخص دیگه ای که مسئولیتش استراتژی کسب و کاره هم واگذارش کنه. اون باید این روند ایجاد ایده ها رو برای هر چهار قسمت از  تحلیل SWOT خودش دنبال کنه: نقاط قوت ، ضعف ، فرصت ها و تهدیدات.

در ادامه تمپلتی برای انجام این تحلیل برای دانلود قرار داده شده که در آن تنها برای سه مورد فضا در هر بخش وجود دارد پس این برای آقای الف الزامیه که در هر بخش سه اولویت اول کسب و کار خودشو پیدا کنه.

 

حالا می تونم انتخاب کنم!

آقای الف از یاد گرفتن این 2 روش برای برنامه ریزی استراتژیک خیلی هیجانزده بود و حسابی مشتاق بود که راجع به نحوه نوشتن مدل کسب و کار هم بخونه و یاد بگیره. در همین حین که می خواست بره شروع کنه در مورد مدل کسب و کار بخونه با استفاده از این 2 روش تقریبا می دونست که روی کدوم ایده باید به صورت جدی وقت بذاره!

در قسمت بعدی این سری داستانی در این مورد خواهیم خوند.

sinaghodsiadmin

من، سینا قدسی هستم! مهندس ، طراح و کارآفرین. تخصص من در حوزه طراحی تجربه کاربریه و به واسطه فعالیتم در حوزه کسب و کار سعی دارم تجربیاتم رو در این حوزه منتشر کنم!

همه نوشته‌های sinaghodsiadmin